افسانه چشمه لاغر مردنی

افسانه چشمه لاغر مردنی

نویسنده: نرگس آبیار
ناشر: سفیر اردهال
زبان کتاب: فارسی - انگلیسی
تعداد صفحه: 48
اندازه کتاب: خشتی - سال انتشار: 1387 - دوره چاپ: 2 

 

مروری بر کتاب 

چشمه‌ای آرزوی دور و درازی در سر دارد. آرزوی او این است که روزی به دریا برسد. او هر روز این آرزو را در سر می‌پروراند و به آن فکر می‌کرد. موجودات اطراف او از جمله درخت سیب بالای سرش، گنجشک، خاک و یک زن که به آب او احتیاج داشتند. از او تقاضای جاری شدن می‌کردند، اما چشمه از جاری شدن می‌ترسید. او فکر می‌کرد که با رساندن آب به آن موجودات، به زودی خشک می‌شود و دیگر نمی‌تواند به آرزویش برسد. تا این که یک روز یک جوجه گنجشک در آب چشمه افتاد. او باید برای نجات جوجه جاری می‌شد. تصمیم او باعث رخ دادن اتفاقاتی شد که ادامه داستان را شکل می‌دهد.

چشمه ای بود که هم چشمه بود و هم چشمه نبود.
چشمه بود برای این که باید روزی از جای خودش بیرون می آمد و بر زمین جاری می شد، و چشمه نبود چون هنوز ازجای خودش بیرون نیامده و بر زمین جاری نشده بود.

اما هرچه که بود، همه او را چشمه صدا می زدند و او از این بابت خوشحال بود. هر روز در جای خودش بالا و پایین می رفت، به تنش کش و قوس می داد، خمیازه می کشید و به آرزوی دور و درازش فکر می کرد.

آرزوی دور و دراز او یک آرزوی معمول و دم دست نبود.
از اسمش معلوم بود، دور... و... دراز...

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

افسانه چشمه لاغر مردنی

  • 15,000ریال

برچسب ها: نرگس آبیار, داستان های فارسی, اساطیر ایرانی, داستان های عرفانی, کتاب افسانه چشمه لاغر مردنی