انقلاب اسلامی و نبرد نمادها

انقلاب اسلامی و نبرد نمادها

نویسنده: مجید استوار
ناشر: نگاه معاصر
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: 310
اندازه کتاب: رقعی - سال انتشار: 1392 - دوره چاپ:


مروری بر کتاب

از مهم‌ترین شکاف‌های اجتماعی ایران معاصر، هماره شکاف میان سنت و تجدد بوده که اندیشه‏ بسیاری از جامعه‏‌شناسان ایرانی و غیرایرانی را به خود معطوف کرده است. هرکدام از این اندیشمندان به‌زعم خود توانسته‏‌اند که از وجهی متفاوت به این مقوله بنگرند و آن را مورد تحلیل قرار دهند. مجید استوار نیز به‌عنوان متفکری جوان، در کتاب خود «انقلاب اسلامی و نبرد نمادها»، مجدانه سعی کرده است تا از دریچه‏‌ای متفاوت به این چالش بنگرد. او شاید برای نخستین‌‏بار در بین اندیشمندان ایرانی از رهیافت نشانه‌‏شناسانه در جامعه‌‏شناسی سیاسی بهره برده و از این منظر به بررسی و تحلیل انقلاب اسلامی پرداخته است.

نویسنده با اقتباس از پی‌یر بوردیو به عناصر سمبلیک و قدرت نمادین آنها و چگونگی تاثیرشان بر میدان سیاسی-اجتماعی ایران بین دو انقلاب پرداخته است. وی، همچون بوردیو، معتقد است، نیرو‏های اجتماعی در راس خود روشنفکرانی را می‌‏پرورانند که دارای قدرت نمادین-سیاسی، اجتماعی، شخصی- هستند و به‌واسطه‏ آن قادرند تا در میدان سیاسی- اجتماعی پیرامون خود نماد‏ساز و گاه جریان‏ساز باشند. او با نگاهی تاریخی-تحلیلی مترصد آن است که ایرانیان را از آغاز تاکنون به دلایلی چون موقعیت جغرافیایی، شیوه تولید و نبرد همیشگی با دیگر‌اقوام و...، مردمانی اسطوره‌‏باور و نماد‏گرا توصیف کند و نشان دهد نمادگرایی در فرهنگ ایرانیان در طول تاریخ نهادینه شده است. به این‌‏سان این نماد‏گرایی آنچنان در فرهنگ ایرانی ریشه دوانده است که هر قومی با ورود به ایران برای مانایی خود به‌نوعی جبرگرایانه تلاش کرده تا نماد‏های خود را با نمادهای پارسی همسو کند. تاریخ گواهی می‌دهد، حکومت‌هایی که به این امر توفیق نیافتند به‌زودی از ایران رخت بربستند.

مسلمانان از جمله اقوامی بوده‏‌اند که گرچه تنها به صرف فره ایزدی بر ذهن ایرانیان وقوف نیافتند، لکن اسلام توانست به مرور زمان برخی نمادهای خود را با نمادهای ایرانی همسو سازد و به بسط حضور خود در فرهنگ ایرانی بپردازد. همسویی نمادهایی مانند «رستم» و «امام‌علی(ع)» به‌عنوان نماد پهلوانی و شجاعت یا «سیاوش» و «حضرت عباس» به‌عنوان نماد ازخودگذشتگی و ایثار موجبات قرابت و علاقه‌مندی ایرانیان به فرهنگ «اسلام شیعی» را فراهم کرد. در تکاپوی تعین این همگانیت و در دورانی نزدیک‏تر به ما-عصر مشروطه، ورود تجدد به عرصه‏ سیاسی- فرهنگی ایران شکاف فربهی را میان «فرهنگ ایرانی» و فرهنگ «اسلام‌شیعی» به وجود آورد. گرچه برخی از روشنفکران مشروطه تلاش‌های بسیاری برای همسویی «گفتمان تجدد» و «گفتمان اسلامی» انجام دادند، لکن توفیقی نیافتند؛ گویا به‌هیچ‌روی قرابت نمادهای این دو گفتمان امکان‌پذیر نبود. استوار می‏نویسد: «چگونه می‌توان بدون نوزایش دینی، جهان تجدد را با جهان اسلام پیوند داد؟» 


ناکامی در این همگرایی، روشنفکران را بر آن داشت تا با رجعت به «ایران باستان» و همسوسازی نمادینِ «جهان باستان» و «جهان تجدد»، بتوانند طریقی برای رسیدن به اهداف مشروطه پیدا کنند، که در نهایت ماحصل این همدلی رضاشاه پهلوی بود. زین‌‏پس «پهلوی‌‏ها» کارگزارانی بودند جهت تحقق بی‏چون‌وچرای نمادهای غربی و متجددانه که حمایت روشنفکران غربگرا را نیز در پی‏داشت. رضاشاه و به‌خصوص محمدرضاشاه با خوانشی جدید از زیست- جهانِ ایرانی باستان، عامدانه موجب انزوای «اسلام شیعی» و نمادهای آن شدند.

نیمه اول قرن 14‌شمسی، دوران یکه‌تازی نمادهای غربی به‌وسیله‏ روشنفکران متجدد و دربار بود. ایشان با اقداماتی نظیر تاسیس مراکز فرهنگی، فراموشخانه‌ها، تغییر چهره و زبان ایرانیان و حتی ظاهر شهرها و...، قصد داشتند هرچه سریع‌تر این نمادها را در فرهنگ مردمان غالب و آن را به سبک زندگی مبدل کنند. علاوه بر این پهلوی دوم با خوانشی جدید از نمادهای ایرانی، به‌ویژه «کوروش کبیر» به‌عنوان مظهر عظمت و قدرت ایران، در مقام همسویی نمادهای ایرانی و غربی قرار گرفت.

با ظهور روشنفکران مذهبی از دهه‏ 30 به بعد، خوانشی جدید از اسلام شیعی نمایان شد که توانست نمادهای این گفتمان را در میدان اجتماعی- سیاسی کشور بازتولید کند. استوار معتقد است که چهره‌هایی همچون علی شریعتی و آیت‏ الله خمینی، به‌عنوان دو نفر از چهره‌های نمادساز، با زنده کردن نمادهای شیعی، نمادهای غربی را به چالش کشیدند و نبرد نمادین نوینی در عرصه فرهنگی- سیاسی کشور آغاز شد. از سویی، شریعتی به‌عنوان روشنفکری مذهبی با برجسته‌کردن نام «امام حسین» و «ابوذر»، به‌عنوان نماد‏های مبارز شیعی به بازتولید «اسلامی انقلابی» از اسلامی «واتیکانیزه» شده پرداخت.

از دیگر سو امام‌خمینی با تاکید بر عاشورا و فرهنگ شهادت‏ طلبی، به‌عنوان نماد مبارزه‏ حق علیه باطل، توانست در بسیج‌کردن توده‏ مردم علیه نمادهای غربی و ضدشیعی و ایجاد فضایی انقلابی، نقش بسزایی ایفا کند. اوج این مبارزات را در دهه 50 و به خصوص در سال‌های 56 و 57، شاهد بودیم که منجر به براندازی رژیم پهلوی و پیروزی اسلام شیعی و نمادهای شیعی در نبرد نمادها شد. استوار علت پیروزی اسلام شیعی را در این نبرد، نخست در عدم توانایی رژیم پهلوی در سازش با نمادهای تشیع و ترویج یکسویه‏ نمادهای غربی در بین توده‏ مردم و در جایگاه دوم قرابتی را که مردم بین نمادهای شیعی و باستانی در سبک زندگی خود احساس می‌کردند، بیان می‌کند.

نوشتن نظر

لطفا برای ثبت نظر وارد حساب خود شده یا ثبت نام نمایید.

انقلاب اسلامی و نبرد نمادها

  • تولیدکننده: نگاه معاصر
  • مدل کالا: 65690 - 102/7
  • موجودی: در انبار
  • 220,000ریال
  • 170,000ریال

برچسب ها: مجید استوار, تاریخ اجتماعی ایران, جمهوری اسلامی, انقلاب اسلامی, نمادشناسی, سمبولیسم, جامعه شناسی ایران, تاریخ معاصر ایران, کتاب انقلاب اسلامی و نبرد نمادها